تبليغاتX
1387
1387

و چه زیبا می شود کسی زمانی بیاید که قرار نیست

 

 

 

گدا انواع مختلف دارد گدا فقط اونی نیست که تو خیابون می آد می پره جلو

میگه آقا پول بدین ... پول ...به من عاجز بینوا و...

اون گدای خوش غیرته ،درسته تنبله و کار نمی کنه ولی حداقل قبول داره

که یه گداست .شایدم جناب گدا پول دار باشن ولی بازم گدایی می کنه .

اون قدر گدا دور بر آدم هست که من به گدای توی خیابون به خاطر مرامش

پول می دم .

 

نوع اول:

 گدا کسی که پول داره ولی خرج نمی کنه که بهش می گن کنس.

"نوع معمولی"

نوع دوم:

 گدا کسی که پول داره ولی برای هیچ کس خرج نمی کنه که والدین

محترمش فکر کنن عجب بچه ی باحالی دارن .

"نوع شیرین عسل"

نوع سوم :

گدا کسی که پول داره ولی فقط برای جنس مخالفش خرج می کنه.

"نوع حرص در آر"

نوع چهارم :

گدا کسی که پول داره ولی تا کارش گیر نکنه به کسی اس ام اس

یا زنگ نمی ده حتی جواب اس ام اس و زنگ رو هم نمیده .

"نوع رو اعصاب"

 

ای بابا!

من چه گناهی کردم که مشهد زندگی می کنم؟

هر کسی کارش گیر می کنه سریع زنگ می زه میگه قربونت ، برو حرم فلان دعا

رو بکن .به خدا من خسیس نیستم می رم ولی خوب اخه هر موقع گیر کردی یاد

من می کنی؟

چند شب پیش یه بنده ای خدایی تک زد ...

آزار داشت ...

بهش می گم ؟ می خواستی ببینی زنده ام ؟ آره زنده ام .

آخه تک یعنی چی؟!؟

از مد افتاد دیگه ... خودتون رو آپدیت کنین.

یعنی حیف می شد به جای تک، که بدونه زنده ام یا مرده اس ام اس می زد؟

لابد دلش نیومده برای یه دوست که مرده یا زنده اش براش مهمه ،به اندازه یه

اس ام اس ضرر کنه .

 

"زندگی را عشق است"

 

 

بعد این همه مدت اومدم اون هم با یه یغل گلایه .

 دلم برای وبلاگم و دوستام تنگ شده بود .

 

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه 10 آبان1388ساعت 5 توسط محبوبه| |
 

 

کاش دل آدمها کمی فهم و شعور داشت

گاهی فکر می کنم دلم هیچ وقت زبون آدمیزادی حالیش نمی شه .

۱۰۰ دفعه بهش گفتم : بشین ... سرت به کار خودت باشه ولی مگه

گوش می ده؟

مسخره ! شورش رو در آورده ... آخه تا کی ؟ شیطنت تا کی ؟

همه دل دارن ما هم دل داریم .

آخه دل هم این همه بلند پرواز؟؟!!!!!

یه دل و این همه آرزو؟!  بابا چقدر آرزو؟ خسته نشدی؟

  خیالت راحت شد با بلند پروازی امروزت آبروی هر دوتایی مون رفت؟

خوب بود استاد از کلاس پرت می کرد بیرون تا بفهمی پات رو از گلیمت

دراز تر کردی . حقشه بهت صفر بده دهنت سرویس بشه .

 

 

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه 28 مهر1388ساعت 23 توسط محبوبه| |
 

 

دانشگاه تموم وقتم رو گرفته به جز جمعه ها که جون میده برای تفریح از صبح تا شب

ولی آقای پدر بالاترین تفریح رو نیگاه کردن فیلم می دونن اونم در حالی که با سلطه کامل

کنترل تلویزیون تو دستشونه .( ته مرد سالاری )

اولین برنامه اش فیتیله هاس با هیجان زیاد ...

بعدم شروع می کنه تا شب این کانال و اون کانال اگه فیلم های تلویزیون تموم شد

اصلا خودش رو ناراحت نمی کنه چون یه محبوبه  ی بیچاره هست که بره از سر کوچه

براش فیلم بگیره اونم تا آخر فیلم نیگاه کنه و وقتی فیلم تموم شد بگه :

خیلی فیلم به درد نخوری بود ... دفعه دیگه فیلم بهتری بگیر .

 

گاهی احساس می کنم با گرفتن کنترل تلویزیون توی دستش حس قوی بودن

و تسلط می گیرش . توی خونه اگه سالار نیست ولی حسابی تلافی اش

رو سر کنترل در می آره .

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه 27 مهر1388ساعت 1 توسط محبوبه| |
 

 

 

 

زنده هستیم ولی حرفی برای گفتن نداریم ...

 

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 23 مهر1388ساعت 0 توسط محبوبه| |
 

 

 

التماس دعا ...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 19 شهریور1388ساعت 19 توسط محبوبه| |
 

 

نامه ای که هیچ وقت به دست مامان نرسید و نخواهد رسید .

 

سلام مامان !

خوبی؟

حرفای امروزت بد جوری من و بهم ریخت .

کاش وقتی داشتی با اون فنجون رو میز بازی می کردی متوجه نگاه

سنگینم می شدی . شایدم شدی ولی نخواستی نگام کنی .

دلت خیلی پر بود ؟!؟

کار خوبی کردی اومدی پیش من ولی کاش هواست به قلب بیچاره ام بود

که زیر بار بی گناهی داشت له می شد .چیزایی رو می گفتی که خدا

شاهده من بی تقصیرم . کاش راهی برای اثباتش بود .

تو خالی شدی و من پر .

تو رفتی و من موندم توی این باتلاق گناه نا کرده .

دوست نداشتم صدات بزنم تا نجاتم بدی ترسیدم از حرفایی که زدی پشیمون

بشی . بعد من خالی شم و تو پر .

پاهام به زحمت حجم این گناه نا کرده که رو شونه هام سوار شده بود ،تحمل می کرد.

 ترسیدم به اتاقم پناهنده بشم .گفتم گریه دوامم نمی دهد .

 پس برگشتم و نشستم .توی دلم صلوات می فرستادم

سرم رو کاناپه گذاشتم و سرم بین دو تا دستم  زندانی کردم تا شاید آرام تر بشم .

گاهی با من حرف میزدی و من به زحمت جواب می دادم .

کاش خواب من و توی بغل خودش جا می داد .

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 18 شهریور1388ساعت 1 توسط محبوبه| |
 

 

امروز روز اول كاريم شروع شد ...

خوب بود بد نبود كاره خاصي نكردم ولي همه چي خوب پيش رفت .

۱۷ انتخاب واحد دانشگاه است .

استاد نا محترم تفسير هنوز نمره ها رو نزده .

خدا نه نمره خوبي بگيرم .

مامان روزا ديگه خيلي تنها شده .دلم براش مي سوزه .

خدا كنه مسافرتشون جور شه برن .هم براي مامان لازمه هم بابا .

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 11 شهریور1388ساعت 6 توسط محبوبه| |
 

 

خدا می دونه چقدر دوست داشتم نمره خوبی از  درس هایی که توی تابستون انتخاب

 کردم بگیرم .این طوری خستگی ام رفع می شد . البته هنوز خدا رو شکر می کنم

که پاس شدم اگه پاس نشده بودم باید سرم رو می کوبیدم به دیوار .

خیلی به خودم فکر می کنم ... می ترسم که به آرزوهام نرسم .نمی دونم که چی بشه.

آرزوهایی که خیلی دنبالش بودم .این روزها همیشه ضعف روزه من و می بره و

من همش خوابم ... خیلی خسته شدم .

زندگی یکنواخت شده ... همش نگران اینده ام می گم نکنه من نتونم ...

هنوز هیچ کار نکردم و وقتم رو الکی می گذرونم .

خدایا! تو رو هم که یکی در میون یاد می کنم ...خدایا ببخش

 

نوشته شده در دوشنبه 9 شهریور1388ساعت 7 توسط محبوبه| |
 

 

به به !  به به !  عجب قالب وبلاگ زیبایی ؟  واقعا خسته نباشم .

 

یکی نیست به من بگه : "خوب آدم حسابی نونت نبود آبت نبود "

فیلم وحشتناک نگاه کردنت چی بود؟

این همسایه دیوار به دیوار ما ،سالهاس داره می سازه . به هول و

قوه الهی امسال قصد دارن  تموم  کنن،البته خونه رو نه شر شون .

الان خونه ما خوراک دزدی شده ..."دور از جون " با این دار بست

هایی "که زده والا من که مثلا آدم خوبیم بدم نمی آد برم دزدی.

لوپ کلام !

از قضا این جانب یک فیلم وحشتناک دیدم با همین مضمون دیدم .

آقای دزد از خونه همسایه می آد خونه اینا و همه رو می کشه فقط

یکی از دخترا جون سالم به در می بره . همین طوری نمی کشه ها!

شکنجه شون می ده وحشتناک .

برای همین می ترسم بخوابم ... فکر کنم تا صبح کشیک بدم .

 

 

نوشته شده در یکشنبه 8 شهریور1388ساعت 6 توسط محبوبه| |
 

 

 

شوینده ها
تاریخچه شوینده
1-  نشانه به جا مانده از مصر باستان حاکی از آن است که

در ان زمان عامل شوینده ، یک جفت پای فرو برده شده در آب بود.

زیرا در آن زمان راه مطلوب برای شستن لباس ها لگد کوب کردن آنها بود.

فولنس های رم قدیم در آمد شان را بوسیله ی شستن لباس ها

با پا هایشان به دست می آورند. فرآیند شستشو در آن زمان

خیلی ساده بود. رختشویخانه ها از هر نوع، یک رفتار صرفاً مکانیکی

شامل: ضربه زدن، لگد کوب کردن، ساییدن و روشهای مشابه آن داشتند.

 از زمان های خیلی دور شناخته شده بود که به هر حال

 قدرت شویندگی آب ممکن است از راه های مختلف افزایش یابد.

 برای مثال مشخص شد که آب باران از آب معمولی برای شستشو

 بسیار مناسب تر است. همچنیین آبّ گرم قدرت شویندگی بیشتر

 یاز از آب سرد دارد و این افزایش دما به نظر می رسد اثر آب را بهبود می بخشد.

    حتی مصرها  از سود (کربنات سدیم) به عنوان افزایش قدرت شویندگی

استفاده می کردند. از این آب بعداً همراه سدیم سیلیکات برای ساختن

آب نرم تر به عنوان مکمل استفاده کردند. این دو ماده پایه ای اولین

شوینده تجاری را تشکیل دادند که آن را شرکت برجسته آلمانی

 henkels bleichsodo در سال 1878 معرفی کرد. اثر نرمی آب به خاطر

 رسوب یون های کلیسم و منیزیم می باشد که به طور همزمان

 نمک های آهن نیز که تمایل به زنگ زدن رختشویخانه را دارند، حذف می شوند.

استفاده از صابون از زمان قدیم شناخته شده بود. این محصول از تشکیل

یک ماده غیر فعال معروف به "صابون آهکی" جلوگیری می کند،

ودر نتیجه رختشویخانه ها دیگر به وسیله ی باقیمانده های

 نامحلول صابون دچار انسداد نمی شوند.

صابون قدیمی ترین ماده فعال سطحی(surfactant)  می باشد

که بوسیله ی گالس در 2500 سال قبل از میلاد شناخته شد .

روی هم رفته گالس، با این کشف اعتبار زیادی یافت.

برای بیشتر از 3000 سال ، صابون به طور جدی به عنوان

یک ماده روغنی- خصوصاً روغن مو-و به عنوان اصلاح کننده

مورد توجه بود. تنها در 1000 سال گذشته صابون به عنوان

عامل اساسی برای شستشو مورد استفاده قرار گرفته است.

صابون تا زمانی که راه اصلی برای تولید مواد مورد نیاز برای

صابونی شدن فراوان کشف شد، مطرح بود. در اوایل قرن بیستم

 و با شروع اولین شوینده خود کار (1907)جایش را به عنوان یک

عامل در سیستم های چند جزئی برای شستشو عادی

پارچه ها پیدا کرد . در اینجا صابون با سازند هایی همچون

کربنات سدیم ، سیلیکات سدیم، و پربورات سدیم، ترکیب می شود.

 

فایل  مواد شوینده :

فایل

2

3

4

5

6

7

کاربرد در مواد پاک کننده در توليد پاك كننده ها اسید فسفريك براي

نرم كردن آب بكار مي رود.آب نرم بدون يونهاي كلسيم (II) و منيزيم (II)

 كه آب سخت را تشكيل مي دهند،اگر ازبين نروند تشكيل آب سخت را

مي دهند كه اين يونها با صابون تشكيل رسوبات غير قابل حل مي دهند

 كه سبب لكه بروي لباس ها در هنگام شستشو مي شوند.

نمكهاي فسفات از اسيد فسفريك بطور وسيع در پاك كننده ها

بعنوان(builder) بكار مي رود.بيشتر گستره تركيبات فسفر درمخلوط

پاك كنندهاي جامد است كه سديم تري پلي فسفات يكي از آنهاست

.Na5P3O10 ،بعنوان نرم كننده آب ،سديم تري پلي فسفات با كلسيم (II)

 و منيزيم (II) يوند برقرار مي كندو تشكيل اجزاء محلول را مي دهد

كه كمپلكس يا كليت است.اين كمپلكس ها از واكنش كلسيم (II)

و منيزيم (II) با صابون ممانعت بعمل مي آورندتا رسوب ايجاد نشود.

 

نوشته شده در دوشنبه 21 اردیبهشت1388ساعت 21 توسط محبوبه| |

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس